پنج شنبه 27 مهر 1396
فارسیEnglish

دسترسی سریع

اخبار

مدیر ایمنی، بهداشت و محیط زیست شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران مطرح کرد: فرهنگ ایمنی ریشه اصلی حوادث
تاریخ : 1396/05/08
پس از حادثه ناگوار معدن زمستان یورت در استان گلستان که منجر به فوت دلخراش و مصدومیت تعداد زیادی از کارگران زحمتکش معدن شد، بحث‌ها و نظرات گوناگونی در این مورد از جنبه‌های اجتماعی، فنی، اقتصادی و حتی سیاسی در رسانه‌ها عنوان گردید. نشریه توسعه معادن در نظر دارد دیدگاه صاحب‌نظران، مدیران و متخصصان را از جنبه‌های فنی، مهندسی و اقتصادی و از زاویه مدیریت HSE بررسی نماید. به همین منظور ماهنامه توسعه معادن گفت‌و‌گویی با پرهام خواجه‌پور؛ مدیر ایمنی، بهداشت و محیط‌ زیست شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران انجام داده است که در ادامه می خوانید:

جناب خواجه‌پور وضعیت معدن زمستان یورت به لحاظ فنی و هم به لحاظ ایمنی چگونه بوده است و ایرادات فنی کار به ‌ویژه تجهیزات ایمنی و بهداشت چه بوده است؟ لطفاً نظر خود را مشروح بیان و راهکارهای مورد نظر خود را بیان کنید.

در ارتباط با حادثه معدن زمستان یورت آزادشهر گروهی با نام کمیته حقیقت‌یاب تشکیل شد که این کمیته در حال بررسی علت حادثه است. اما به عنوان کارشناسی که در این زمینه دارای تجربه هستم نظرم این است که در ابتدا باید علت جمع شدن گاز در این معدن مشخص شود زیرا عامل احتراق اصلی لوکوموتیو یک محرک می‌باشد و علت اصلی تجمع گاز بوده که باید علت آن بررسی شود؟ البته باید ذکر کنم که در لایه‌های زغال‌سنگ همواره گاز وجود دارد اما باید در معادن زغال‌سنگ تهویه‌ای وجود داشته باشد که گاز را رقیق و به بیرون از معدن هدایت کند. لذا در این زمینه باید سیستم تهویه معدن نیز بررسی شود. از سویی دیگر معادن زیرزمینی چون زغال‌سنگ باید 2 راه خروجی به سطح زمین داشته باشند. در معادن زغال‌سنگ تجمع گاز بسیار خطرناک است به ‌طوری ‌که لباس کارگر از نوعی که الکتریسیته ساکن ایجاد کند نیز می‌تواند منجر به انفجار شود. در‌ صورتی ‌که در این معادن گاز تجمع یابد، باید از طریق دستگاه مانیتورینگ هشدار به پرسنل منتقل شود که سریعاً محل را ترک کنند. امروزه این سیستم‌های مانیتورینگ به سیستم‌های تهویه متصل است. به ‌طوری ‌که با افزایش میزان گاز در محل سیستم، تهویه با شدت بیشتری کار می‌کند و باعث تخلیه فوری گاز می‌شود. متاسفانه در این زمینه معادن کشور دارای ضعف هستند. سیستم‌ مانیتورینگ به صورت هشدار در دو معدن کشور وجود دارد اما این سیستم‌ها به سیستم تهویه متصل نیستند. ما باید به این سمت برویم که سیستم مانیتورینگ به سیستم تهویه و برق ما متصل شود.

به طور کلی بحث ایمنی، بهداشت و محیط‌ زیست (HSE) در معدن و صنایع معدنی ایران تا چه اندازه مطرح است و نحوه اجرا و نظارت‌ها چگونه است؟

در ابتدا باید بیان کنم طبق ماده 95 قانون جمهوری اسلامی ایران شرایط ایمن را باید کارفرما برای کارگر فراهم کند. بخش معدن در کشور دارای یک آیین‌نامه جامع و کامل به‌ نام آیین‌نامه ایمنی در معادن می‌باشد که مصوبه مجلس جمهوری اسلامی ایران و اداره کار کشور است. این آیین‌نامه دارای 456 ماده می‌باشد که در آن کلیه موارد ذکر شده است. در این آیین‌نامه ذکر شده که کارگر باید از بدو ورودش به معدن آموزش ببیند. در گذشته این آموزش 3 ماه زمان می‌برد که شامل ایمنی عمومی، ایمنی کار و ایمنی و آموزش تخصصی شغلی بود. کارگر پس از این دوره مدرکی دریافت نموده و می‌توانست در شغلی که برای او در نظر گرفته شده است فعالیت خود را آغاز کند. نمونه‌هایی از ماده‌های آیین‌نامه ایمنی شامل ماده 10 که در خصوص آموزش می‌باشد، ماده 13 ثبت نام افراد در دفتر کار (هر شخصی که وارد معدن می‌شود باید نامش در دفتر ورود به معدن ثبت شود که چه شخصی در کدام ناحیه مشغول به کار است تا در صورت بروز حادثه بدانیم چه تعداد افراد در کدام نواحی معدن بودند)، ماده 19 الزامی بودن حمل کپسول خود نجات (این کپسول باید در تمام مدت کار در معدن همراه کارگر باشد تا در صورت بروز حادثه از آن استفاده کند که در صورت نشستن فرد 120دقیقه و در صورت راه رفتن 45 دقیقه این کپسول کارایی دارد)، ماده 21 عنوان می‌کند که حداقل 2 راه باید به سطح زمین در معدن وجود داشته باشد، ماده 67 و 134 درباره عدم استفاده از ماشین‌آلات احتراقی در معادن گازدار است. ماده 359 و 360 نیز در خصوص تهویه و داشتن نقشه تهویه در معدن است. این موضوع جزو اصول اولیه معادن بخصوص معادن زیر زمینی مانند زغال‌سنگ است و در ماده 381 عنوان شده که تمام این گازها و هوای ورودی باید بر روی تابلویی ثبت شود. در ورودی‌‌های معدن و دوراهی‌ها باید تابلویی وجود داشته باشد که این گازها بر روی آن ثبت شود.

بر اساس فصل سیزدهم آیین‌نامه ایمنی در معادن زغال‌سنگ، بیش از 50 نفر کارگر، امکانات و تجهیزات و نفرات امداد و نجات بایستی وجود داشته باشد.

در زمانی که حادثه در معدن ایجاد می‌شود اعم از انفجار، ریزش و ... غیر از گروه امداد و نجات و ایمنی با تجهیزات هیچ شخصی حق ورود به تونل معدن را ندارد. در معدن زمستان یورت مانند سایر معادن وجود گروه امداد و ایمنی در معدن الزام بوده تا در زمان حادثه از ورود افراد غیر متخصص به معدن جلوگیری شود.

امروزه در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه HSE یکی از الزامات و ضروریات تولید است. در ایران این وضعیت چگونه است و در مورد این الزمات قوانین سخت‌گیرانه‌ای وضع شده است؟در این کشورها حتی با مواردی مشابه به زمستان یورت برخوردهای سختی مثل بایکوت اقتصادی و عدم خرید کالای آن‌ها و وضع جریمه‌های سخت انجام می‌گیرد، آیا در کشور هم می‌توانیم این‌گونه برخورد کنیم؟

طبق قانون تجهیزات خریداری شده و مورد استفاده در معادن زیرزمینی باید غیر قابل انفجار باشد اما مرحله بعد بستگی به بازرسی دارد که از معدن صورت می‌گیرد. از سویی باید به این نکته توجه کرد که محصول زغال ما دارای صرفه اقتصادی باشد. چون در غیر این صورت کارفرما به دلیل این‌که بتواند مخارج را کاهش دهد در ابتدا از بخش ایمنی شروع خواهد کرد. باید شرایطی برای معادن ما ایجاد شود که معادن بودجه‌ای داشته باشند تا در زمینه ایمنی از آن استفاده کنند. اگر بخواهیم معدنکاری ایمن داشته باشیم باید الزامات را رعایت کنیم اگر نه نباید جان افراد را به خطر بیندازیم. نباید بگذاریم این‌گونه حوادث ایجاد شود. در حادثه معدن زمستان یورت 43 نفر جان خود را از دست دادند و جامعه معدنی در این زمینه داغدار است.

بسیاری بحث ایمنی در معادن را به منزله یک هزینه می‌دانند نه سرمایه‌گذاری برای محافظت از سرمایه‌های انسانی، نرم‌افزاری و سخت‌افزاری. چگونه می‌توان این دیدگاه را تغییر داد و نقش نظارت‌ها، قوانین و جرایم را چطور ارزیابی می‌کنید؟

خوشبختانه با توجه به فرهنگ‌سازی که در این زمینه صورت گرفته است مدیران ارشد به تدریج به این موضوع واقف شدند که HSE سرمایه‌گذاری است و هزینه نیست. در حادثه معدن زمستان یورت سرمایه‌های انسانی از دست رفتند که در این خصوص تجربه داشتند و متاسفانه متخصص بودند. از دست دادن این افراد، جایگزینی، جذب و آموزش مجدد نیروی انسانی دربردارنده هزینه است. تونلی که در این معدن از بین رفته است اکنون باید بازسازی شود و این موضوع خود دربردارنده هزینه است. این هزینه‌ها همانند کوه یخ است که ما تنها قسمت بالایی کوه یخ را می‌بینیم و عمق آن کوه یخ را مشاهده نمی‌کنیم که با این حادثه یک خانواده بی‌سرپرست شده است. فرزندی که از داشتن نعمت پدر برای همیشه محروم شده است و مشکلات روحی و اقتصادی این فرد در آینده او و در نهایت جامعه تاثیرگذار خواهد بود. این چنین حوادثی هزینه‌های جانی و مالی بسیاری در بر خواهد داشت و زمان بسیاری صرف خواهد شد تا بتوان معدن را به حالت اولیه بازگرداند. اگر با رعایت موارد ایمنی از وجود چنین حوادثی پیش‌بینی شود آیا به نفع ما نیست؟ همیشه عنوان می‌شود که پیشگیری بهتر از درمان است.

به طور کلی عمده چالش‌های معادن کشور در زمینه HSE چیست و راهکار افزایش راندمان ایمنی در معادن را در چه می‌بینید؟

حلقه ایمن از زنجیره‌هایی تشکیل شده است که یکی از این زنجیره‌ها بازرسی و ممیزی توسط افراد متخصص است که در صورت انجام آن پیشگیری‌ها صورت می‌گیرد. بخشی دیگر از این زنجیره شامل تجهیزات (معدن و ایمنی) است. متاسفانه بیشتر معادن ما دارای تجهیزات قدیمی و فرسوده شامل ریل، سیستم استخراج سنتی و... است. باید معادن ما مکانیزه شود زیرا سیستم سنتی چه از لحاظ هزینه و چه ایمنی جوابگو نخواهد بود. البته برخی معتقد هستند که با این شیب و ضخامت استفاده از این دستگاه‌ها ممکن نیست اما باید ذکر کنم که در حال حاضر در کشورهای پیشرفته از دستگاه‌های مکانیزه با همین شیب و ضخامت استفاده می‌کنند. از سویی دیگر آموزش، مدیریت ارشد HSE و ارزیابی ریسک و خطر جز مواردی است که در‌صورتی‌که رعایت شود چالش‌های ما در این حوزه رفع خواهد شد.

نقش آموزش در بالا بردن ضریب اطمینان و کیفیت HSE چیست و این آموزش‌ها با چه شرایطی می‌تواند مفید و کارآمد باشد؟ نقش سازمان نظام مهندسی، NGO‌هایی مانند انجمن مهندسان معدن و خانه معدن و غیره در این زمینه چیست؟

بر طبق تحقیقات بنده، آموزش 10 تا 15 درصد می‌تواند از حوادث پیشگیری کند. با توجه به این ‌که در کشور ما فرهنگ ایمنی به آن فرهنگ تعالی نرسیده است حتی تا 20 درصد نیز می‌تواند مانع از ایجاد این حوادث شود. آموزش منجر به فرهنگ‌سازی می‌شود. فرهنگ در کشورهای دنیا یه شبه به وجود نیامده بلکه پله‌پله شکل گرفته است. این فرهنگ‌سازی از طریق آموزش کودکان در مقاطع تحصیلی پایین آغاز و در نهایت در افراد نهادینه شده است که البته در کوتاه‌مدت ممکن نیست. آموزش باید مکرر باشد تا ایجاد فرهنگ کند این‌طور نباشد که بگوییم به یک کارگر یک بار در طول دوره کاریش آموزش می‌دهیم و دیگر نیاز به بازآموزی ندارد. آموزش باید مکرر و به صورت بازآموزی به افراد داده شود تا به صورت یک فرهنگ در وجود افراد نهادینه شود. باید این جمله ترویج یابد که کارگر خود باید مسئول ایمنی خودش باشد و در‌صورتی‌ که احساس خطر کرد کار را متوقف کند.

‌NGO‌ها، خانه معدن در این زمینه نقش موثری دارند بخصوص سازمان نظام مهندسی معدن که این سازمان از طریق بازرسی، ممیزی‌ها و استفاده از مسئولین فنی معادن می‌تواند از میزان خطرات و حوادث معادن بکاهد و در این خصوص ضابط اجرایی کار بر اساس دستورالعمل‌ها اقدام کند، در مورد مسایل ایمنی چشم پوشی و اغماض باعث حوادث شدید می‌شود که غیر قابل جبران است. حتی این سازمان در زمینه آموزش می‌تواند از افراد متخصص که آشنایی کامل با معادن دارند استفاده نماید. امیدوارم به سمتی برویم که حوادث به صفر (Zero Vision) برسد.



نسخه چاپیارسال به دوستاندفعات بازدید: 19112345
تعداد آرا: 0

نظر شما: